اعتراف

واینم چندتااعتراف کوچوللللو

ازکلاس اول تاچهارم دبستان ازجیب بابام5000.6000می دزدیدم ومیرفتم سک سک ولپ لپ میخریدم0

من تا9سالگی آب وشیرونوشابه و000روتوشیشه میخوردم0

این منم که اگه خرابکاری کنم توخونه یاهرجادرصورت امکان به روی خودم نمیارم ودرآخرمیفته گردن خواهروبرادرررم000ساکت

 


من تا7سالگی باکوچکترین اشاره ای شلوارموخیس میکردمیول0

وقتی 8سالم بودیک شب خونه عموم موندم شب روتخت پسرعموم خوابیدم بعد دیشششش کردم وشلوارموکه شلواره دخترعموم بودتاکردم گذاشتم توکشووبه روی خودم نیاوردم .ولی لو رفتم وزن عموم مجبورشد کل لباساوکشووتشک و000روآب بکشه0قهقهه
ومعمولاتوی کلاس دعواراه میندازموهمه باهم درگیر میشن و من میشینم رومیزم و تماشاوخنده-(نمونش همین چندروز پیش)

خوشمزه
واینکه اسم من غزل نیست  اسمم هاله ست ولی همه دوستام و...غزل صدام میکنن0لبخند

و0000سوال

/ 13 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

غزل جان خسته نباشی[ابرو]

ماندانا

آفرین واسه اینکه اعتراف کردی

رانا

[ابرو][ابرو][ابرو][ابرو]هرهررررررررررررررررررررررر

nazanin

عزیزم لینک شدی همه ی ما از این اعترافات داریم[نیشخند] جالب بود

morvarid

ای بابا...[لبخند]

شکیبا

واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا[متفکر]

سام

حال و حوصلتو اصلا ندارم؛ بعدشم بچه خودتی؛ اگه من ازدواج میکردم فرزندم اندازه جنابعالی بود؛

آترین

سلاااااااااااااام هاله جون امیدوارم که حالت خوب باشه[ماچ] وبلاگ بسیار زیبا داریی معلومه که خیلی شیطونی به منم یه سر بزن

آترین

سلااااااااام خوبی ؟ با تبادل لینک موافق ذبا چه اسمی بلینکمت ؟ منو با اسم حقیقت ها (آترین ) بلینک